جملات als ob و als wenn در گذشته؛ Konjunktiv II Vergangenheit

عبارتهای als ob و als wenn در زبان آلمانی به معنای «انگار که» یا «مثل اینکه» هستند. از آنها برای توصیف موقعیتی استفاده میکنیم که فقط ظاهراً در گذشته اتفاق افتاده، اما در واقعیت رخ نداده است.
برای چنین موقعیتهایی در جملهٔ وابسته از Konjunktiv II Vergangenheit، یعنی وجه شرطی گذشته، استفاده میشود.
مثال:
- Er sprach so, als ob er alles gewusst hätte.
او طوری صحبت میکرد که انگار همهچیز را میدانسته است.
ساختار als ob و als wenn
پس از als ob یا als wenn همیشه Konjunktiv II میآید.
- اگر دربارهٔ زمان حال صحبت کنیم، از Präsens Konjunktiv II استفاده میشود؛ مانند als ob er krank wäre.
- اگر موقعیت مربوط به گذشته باشد، از Konjunktiv II Vergangenheit استفاده میکنیم: hätte / wäre + Partizip Perfekt.
فرمول گذشته:
als ob / als wenn + فاعل + ... + Partizip Perfekt + hätte / wäre
ترتیب کلمات در جمله
als ob و als wenn حرف ربط وابستهساز هستند؛ بنابراین در جملهٔ وابسته، فعل صرفشده به پایان جمله میرود.
در ساختار گذشته، ابتدا Partizip Perfekt و در پایان فعل کمکی hätte یا wäre قرار میگیرد.
مثال:
- Er tat so, als ob er den Film gesehen hätte.
او طوری رفتار کرد که انگار فیلم را دیده بود.
تفاوت als ob و als wenn
از نظر معنا، این دو عبارت تقریباً یکسان هستند و هر دو به معنای «انگار که» یا «مثل اینکه» هستند.
- als ob کاربرد بیشتری دارد.
- als wenn کمتر استفاده میشود و رسمیتر یا ادبیتر به نظر میرسد.
- از نظر دستوری تفاوتی میان آنها وجود ندارد.
منفی کردن جمله
منفیسازی در جملهٔ وابسته مانند دیگر جملهها انجام میشود. در این ساختار، nicht پیش از Partizip Perfekt قرار میگیرد.
مثال:
- Er sah mich an, als ob er mich nicht erkannt hätte.
او به من نگاه کرد، انگار مرا نشناخته بود.
استفاده در جملهٔ پرسشی
چون als ob و als wenn جملهٔ وابسته میسازند، با آنها مستقیماً سؤال نمیسازیم. بااینحال، این عبارتها میتوانند در جملهای قرار بگیرند که جملهٔ اصلی آن پرسشی است.
مثال:
- Warum tut er so, als ob er das schon gewusst hätte?
چرا او طوری رفتار میکند که انگار از قبل این را میدانسته است؟
نمونههایی از موقعیتهای روزمره
- Sie lächelte, als ob nichts passiert wäre.
او لبخند زد، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده بود. - Er erzählte die Geschichte, als ob er dabei gewesen wäre.
او داستان را طوری تعریف کرد که انگار خودش آنجا بوده است. - Sie tat so, als ob sie mich nie gesehen hätte.
او طوری رفتار کرد که انگار هرگز مرا ندیده بود. - Er benahm sich, als ob er der Chef gewesen wäre.
او طوری رفتار کرد که انگار رئیس بوده است. - Sie redete, als wenn sie alles erlebt hätte.
او طوری صحبت کرد که انگار همهچیز را تجربه کرده بود. - Er behandelte ihn, als ob er sein Bruder gewesen wäre.
او با آن شخص طوری رفتار کرد که انگار برادرش بوده است. - Er benahm sich, als ob er betrunken gewesen wäre.
او طوری رفتار کرد که انگار مست بوده است. - Er fühlte sich, als ob er krank gewesen wäre.
او احساس میکرد انگار بیمار بوده است.
خطاهای رایج
- استفاده از Präsens به جای Vergangenheit: اگر موقعیت دربارهٔ گذشته باشد، باید از وجه شرطی گذشته استفاده کنید.
- نادرست در معنای گذشته: als ob er krank wäre ❌
- درست: als ob er krank gewesen wäre ✅
- اشتباه در ترتیب کلمات: فعل کمکی باید در پایان جملهٔ وابسته بیاید.
- نادرست: als ob er hätte gesehen ❌
- درست: als ob er gesehen hätte ✅
- استفاده از als wie: این ترکیب گاهی در زبان گفتاری شنیده میشود، اما در آلمانی معیار نادرست است.
خلاصه
- als ob و als wenn به معنای «انگار که» یا «مثل اینکه» هستند.
- برای موقعیتهای خلاف واقع در گذشته از Konjunktiv II Vergangenheit استفاده میشود.
- فرمول آن hätte / wäre + Partizip Perfekt است.
- در جملهٔ وابسته، فعل کمکی در پایان میآید.
- als ob رایجتر است و als wenn کاربردی رسمیتر و کمتکرارتر دارد.
مراحل تمرین و استفاده
- ابتدا مشخص کنید موقعیت دربارهٔ حال است یا گذشته.
- برای گذشته، فعل مناسب را به صورت Partizip Perfekt بنویسید.
- با توجه به فعل، hätte یا wäre را انتخاب کنید.
- بعد از als ob یا als wenn، فعل کمکی را در پایان جمله قرار دهید.
- با الگوهایی مانند als ob er alles gewusst hätte و als ob nichts passiert wäre جملههای روزمره بسازید.