واژگان آلمانی: بخشهای بازو و دست

شناخت نام اعضای بدن به زبان آلمانی در گفتوگوهای روزمره، مراجعه به پزشک و توضیح درد یا آسیبدیدگی بسیار مفید است. در این درس واژههای مربوط به بازو و دست، همراه با شکل جمع و جملههای نمونه را میآموزید.
بخشهای بازو و دست به زبان آلمانی
در واژههای زیر، شکل مفرد و جمع هر اسم آمده است. جملههای نمونه نیز کاربرد واژه را نشان میدهند.
- der Arm, -es, die Arme – بازو
Der Arm ist gebrochen. – بازوی او شکسته است. - der Oberarm, -es, die Oberarme – بالای بازو
Mein Oberarm tut weh. – بالای بازویم درد میکند. - der Ellenbogen, -s, die Ellenbogen – آرنج
Der Ellenbogen ist verletzt. – آرنجم آسیب دیده است. - der Unterarm, -es, die Unterarme – ساعد
Er hat starke Unterarme. – ساعدهای او قوی هستند. - das Handgelenk, -es, die Handgelenke – مچ دست
Das Handgelenk ist geschwollen. – مچ دست ورم کرده است. - die Hand, -, die Hände – دست
Ich wasche mir die Hände. – دستهایم را میشویم. - die Handfläche, -, die Handflächen – کف دست
Die Handfläche ist warm. – کف دست گرم است. - der Handrücken, -s, die Handrücken – پشت دست
Der Handrücken ist behaart. – پشت دست پرمو است. - der Finger, -s, die Finger – انگشت
Ich habe zehn Finger. – من ده انگشت دارم. - der Daumen, -s, die Daumen – شست
Der Daumen ist verletzt. – شستم آسیب دیده است. - der Zeigefinger, -s, die Zeigefinger – انگشت اشاره
Er zeigt mit dem Zeigefinger. – او با انگشت اشارهاش نشان میدهد. - der Mittelfinger, -s, die Mittelfinger – انگشت وسط
Der Mittelfinger ist am längsten. – انگشت وسط بلندترین انگشت است. - der Ringfinger, -s, die Ringfinger – انگشت حلقه
Am Ringfinger trägt man den Ehering. – حلقه ازدواج را در انگشت حلقه میاندازند. - der kleine Finger, -s, die kleinen Finger – انگشت کوچک
Der kleine Finger ist verletzt. – انگشت کوچک آسیب دیده است. - der Fingernagel, -s, die Fingernägel – ناخن
Die Fingernägel sind lang. – ناخنها بلند هستند. - das Nagelbett, -es, die Nagelbetten – بستر ناخن
Das Nagelbett ist entzündet. – بستر ناخن ملتهب است.
نکتههای کوتاه برای یادگیری
- die Hand در حالت جمع به die Hände تبدیل میشود.
- برای اشاره به بخش بالایی بازو از der Oberarm و برای بخش پایینی آن از der Unterarm استفاده میشود.
- das Handgelenk به معنی مچ دست و der Ellenbogen به معنی آرنج است.
- واژههای مربوط به انگشتها با der Finger ساخته میشوند؛ برای نمونه der Daumen یعنی شست و der Zeigefinger یعنی انگشت اشاره.
تمرین و گامهای عملی
- هر روز پنج واژه را با حرف تعریف و شکل جمع آنها یادداشت کنید.
- واژهها را روی تصویر دست و بازو مشخص کنید و آنها را با صدای بلند تکرار کنید.
- با الگو گرفتن از جملههای نمونه، جملههای شخصی بسازید؛ برای مثال: Mein Handgelenk tut weh.
- اگر به پزشک مراجعه میکنید، واژههای مربوط به محل درد یا آسیبدیدگی را از قبل مرور کنید.